-->

فقط با غذا خوردن آرام می شوم

نویسنده 
فقط با غذا خوردن آرام می شوم

کمک به یک دوست با علائم پرخوری عصبی:

اگر فکر می کنید که دوست شما ممکن است نشانه های پرخوری عصبی را داشته باشد و در مورد نگرانی هایتان با او صادقانه صحبت کنید. شما نمی توانید کسی را مجبور به شروع درمان کنید اما می توانید با حمایت خود او را تشویق نمایید. علائم هشدار دهنده ای که احتمال دارد خانواده یا دوستان از آن مطلع شوند عبارتند از:

  • پیوسته نگران بودن در مورد چاقی
  • داشتن یک تصویر بیش از حد منفی در مورد ظاهر خود
  • عدم تمایل به غذا خوردن در اماکن عمومی یا در مقابل دیگران
  • وزن بالاتر یا پایین تر از حد نرمال
  • احساس گناه، افسردگی یا نفرت از خود
  • داشتن لثه ها و دندان های آسیب دیده

پرخوری عصبی یا بولیمیا یکی از بیماری های اختلالی خوردن است. در این بیماری شخص، به طور مکرر مقادیر زیادی از غذا را در زمانی محدود مصرف می کند که قطعا بیشتر از میزانی است که اکثر مردم در مدت مشابه و تحت شرایط مشابه استفاده می نمایند. در ضمن فرد بر قطع خوردن یا بر نوع و مقدار غذای خود کنترل ندارد. در این دوره های پرخوری، فرد از مواد شیرین، پرکالری و نرم مثل کیک یا کلوچه استفاده می کند. بعضی از بیماران بدون توجه به مزه ی غذا، علاقه به غذاهای پرحجم دارند. غذاها مخفیانه و سریع خورده شده و گاهی خوب جویده نمی شوند. پرخوری و رفتار جبرانی نامتناسب، هر دو به طور متوسط حداقل هفته ای ۲ بار و به مدت ۳ ماه روی می دهد. بیشتر بیماران مبتلا به پراشتهایی عصبی، وزن طبیعی دارند ولی وزن برخی از آنها ممکن است بالاتریا پایین تر از حد طبیعی باشد. این بیماران در مورد تصور دیگران از ظاهر خود نگران هستند، همچنین میزان اختلالات خلقی و اضطرابی و اختلالات کنترل تکانه در آنها بالا می باشد. به طور مثال نداشتن کنترل در زمینه های مختلف مانند عدم مدیریت مالی که منجر به خرید وسواسی می شود.

این گونه افراد ترس بیمارگونه از چاق شدن و تمایل بی وقفه به لاغری دارند. اغلب پس از پایان این دوران، شخص دچار احساس گناه، افسردگی یانفرت از خود می شود. به همین منظور برای جلوگیری از افزایش وزن، به رفتارهای جیرانی عود کننده ای مانند پاکسازی، استفراغ عمدی، استفاده مکرر از مسهل یا مدر (۸۰٪)، روزه گرفتن، ورزش مفرط یا رژیم های سخت (۲۰) می پردازند. میزان شیوع این اختلال در کشورهای صنعتی تقریبا ۱٪ جمعیت عمومی بوده و در زنان بسیار شایع تر از مردان است. پرخوری عصبی نوعی اختلال خوردن است از طرف دیگر آنچه امروزه بسیار شاهد آن هستیم خوردن احساسی می باشد که با پرخوری عصبی بیمارگونه تفاوت دارد. بدترین و رایج ترین نوع خوردن احساسی، آن زمان است که بلافاصله در واکنش به اتفاقی منفی به سراغ غذا می روید. هر فاصله ایی که بین احساس ناراحتی و گذاشتن غذا در دهان ایجاد کنید، مفید است. خوردن از روی احساس در وجود همه ی ما تنیده است. استرس و موقعیت های چالش برانگیز می تواند متفکرترین و قانونمندترین افراد را به سمت جعبه شیرینی سوق دهد.

 

زمانی که احساسات بر شما غلبه می کند، راه هایی وجود دارد که کمک می کنند تا از ریزه خواری ها ی کوچک اجتناب کنید:

من به دوستانم تلفن میزنم:

 این امری متداول است

اگر نفر اول خانه نبود فهرست شماره تلفن ها را مرور می کنم تا سه نفر بعدی زنگ بزنم به این کار ادامه می دهم تاکسی پاسخ دهد ممکن است عجیب به نظر برسد اما من نیازمند هستم که احساس کنم حرف هایم شنیده می شود. اگر از این راهکار استفاده کنید شما نیز در مقابل باید پاسخگوی آنها باشید، همانطور که من هستم

به حمامی طولانی می روم:

 چراغ ها را خاموش میکنم (من پنجره ای در حمام دارم که نور جالبی ایجاد می کند، اگر پنجره نداشته باشم شمع روشن می کنم) و هر چقدر دلم بخواهد انجا می مانم و قطرات آب روی من می ریزد. به این ترتیب احساسات متفاوتی را تجربه می کنم از گریه تا آرامش و شادی و باز گریه و دوباره آرامش، این کار واقعا موثر است.

به خرید می روم:

 به بیرون رفته و تمام طول روز خرید می کنم. طولانی مدت راه می روم و خرید می کنم و باز برمی گردم. من در حالت روحی مناسب خریدهای خود را کنترل می کنم اما زمانی که استرس دارم یا ناراحت هستم، چیزهایی که دوست دارم را میخرم.

یک کتاب یا مجله برمی دارم:

 هیچ چیز بهتر از یک مجله یا کتاب خوب مرا از استرس رها نمی کند. گاهی کتاب هایی را انتخاب می کنم که به طور مستقیم با سلامتی و تناسب اندام ارتباط دارند، حتی گاهی کتاب هایی را انتخاب می کنم که قبلا خوانده ام، خاطرات گذشته را مرور می کنم تا حالم بهتر شود. برخی اوقات مطالب سبکتر مانند مجله های رایج را می خوانم. با انتخاب هر چیزی خود را از ریزه خواری به سمت فعالیت های جدید هدایت می کنم.

بدترین و رایج ترین نوع خوردن ا احساسی، آن زمان است که بلافاصله در واکنش به اتفاقی منفی به سراغ  غذا می روید. هر فاصله ایی که بین احساس ناراحتی و گذاشتن غذا در دهان ایجاد کنید، و مفید است.

به باشگاه می روم یا ۵ دقیقه با موسیقی مورد علاقه پیاده روی می کنم :

من به قانون ۵ متعهد هستم زیرا می دانم یکبار که انجامش دهم، بار دیگر ادامه خواهم داد. در حالی که اگر خود را به عرق ریختن متعهد کنم فقط خسته خواهم شد و پیگیری نخواهم کرد. قانون ۵ دقیقه بسیار موثر است. فقط باید موسیقی مورد علاقه ام را نیز همراه خود داشته باشم. اثبات شده است که موسیقی، رفتار و روحیه ی شما را عوض می کند و گاهی در 1 دقیقه همه چیز تغییر خواهد کرد. در نهایت اگر تسلیم خوردن احساسی شدید، از دور به آن نگاه کنید، فراموش نکنید که این اتفاق، فقط مربوط به یک وعده ی شام یا آروز بود. روحیه ی خود را حفظ کرده و به خود یادآور شوید که از روی احساسات خورده اید و روز دیگری را شروع کنید. اجازه ندهید یک بار خوردن احساسی تبدیل به ۳روزه ۲ هفته و کل ماه شود؛ اتفاقی است که افتاده و شما نیازمندید که از اشتباه خود در جهت یادگیری سود ببرید. گاهی اوقات، روزهای تعطیل می تواند برای ما نگران کننده باشد چرا که خیلی از افراد برای تفریح با رسیدن به آرامش به خوردن روی می آورند

یاد بگیرید که گرسنگی خود را تشخیص دهید:

قبل از این که به صورت غیرارادی چیزی را در دهانتان بگذارید، میزان گرسنگی خود را بین اعداد ۱ تا ۵ بسنجید؛ به این صورت که عدد نشانگر گرسنگی خیلی زیاد و عدد 5  نشانگر سیری باشد. تلاش کنید وقتی میزان گرسنگی شما در مقیاس ۴ یا 5  است، چیزی نخورید.

 یادداشت های غذایی داشته باشید:

یادداشت کردن غذاهای خورد شده چهارچوب زمانی غذا خوردن شما را مشخص می کند با این کار می توانید میزان کالری غذاهای استفاده شده را محاسبه کنید. در نتیجه کمتر در معرض مصرف غذاهای غیرضروری قرار می گیرید.

۳ ماده ی غذایی سالم مصرف کنید:

خود را ملزم کنید که قبل از شروع به خوردن مواد غذایی چاق کننده، ۳ خوراکی سالم را مصرف نمایید (مانند یک سیب، یک هویج کوچک و یک فنجان ماست). اگر بعد از آن همچنان تمایل به مصرف غذاهای پرکالری داشتید می توانید این کار را انجام دهید؛ با این حال بیشتر اوقات، این غذا کافی خواهد بود تا شما را از ادامه خوردن باز دارد!

فعالیت بدنی منظم داشته باشید:

فعالیت بدنی منظم استرس را از بین می برد و شما را در وضعیت روحی مثبت قرار می دهد. در نتیجه توانایی شما برای کنار گذاشتن عادت های غیرسالم، افزایش می یابد.

خواب کافی داشته باشید:

مطالعات نشان داده اند کمبود خواب، باعث افزایش اشتها از طریق کاهش سطح لپتین (هورمون ضد اشتها) می شود. همچنین با داشتن خواب کافی کمتر خسته شده و برای مبارزه با غذا خوردن احساسی توانایی بالاتری وجود دارد.

  • سال: 1394
  • فصل: پاییز
  • شماره: 2

نشریه ای که به حضور شما خوانندگان گرامی تقدیم می گردد، نخستین نشریه تخصصی بهداشت و سلامت در استان البرز می باشد . این نشریه به عنوان بخشی از مسئولیت اجتماعی که برای خود در قبال آگاهی رسانی در حوزه سلامت به جامعه در نظر گرفته ایم

بیشترین نظرات