-->

هوش هیجانی، هوش عاطفی،هوش احساسی

هوش هیجانی، هوش عاطفی،هوش احساسی

تقریبا همه ی افراد واژه ی IQ  یا ضریب هوشی را شنیده و کم وبیش با مفهوم آن آشنا هستند، اما آنچه کمی ناشناخته باقی مانده و هنوز گروه زیادی با آن غریبه می باشند. اصطلاح EQ یاهوش هیجانی است؛ هوش هیجانی به معنای توانایی شناخت، درک تنظیم هیجان ها و استفاده از آنها در زندگی است همان چیزی که بر اساس نظر دانشمندان، می تواند عاملی برای موفقیت افراد و کنترل استرس و اضطراب در آنان باشد و موجب شود افراد در جامعه موفق تر عمل کنند، این اصطلاح از زمان انتشار کتاب معروف کلمن (۱۹۹۵) به گونه ای گسترده، به صورت بخشی از زبان روزمره، در آمده و زمینه بسیاری از بحث ها را فراهم کرده است. سال های متمادی، دانشمندان تصور می کردند IQ تنها عاملی است که می تواند موفقیت افراد را تعیین کند، در حالی که امروزه نظر آنها تغییر کرده و EQ را نیز به عنوان عامل بسیار مهمی برای موفق بودن یا نبودن افراد مختلف می دانند. البته براساس نظریاتی که امروزه مطرح می شود، EQ' حتی مهم تر از IQ نیز به حساب می آید. هیچ کس با یادگیری واقعیت های جدید با فرا گرفتن اطلاعات عمومی بیشتر باهوش نمی شود؛ هوش شناختی یعنی توانایی یادگیری. اما برعکس، هوش هیجانی،' مهارتی انعطاف پذیر است که به آسانی آموخته می شود. خلاقیت، برقراری ارتباط مناسب با دیگران و استفاده از تجربیات آنها است که این موارد همگی در محدوده ی هوش هیجانی، هوش عاطفی یا همان هوش احساسی جای می گیرند. البته باید بدانید که هوش هیجانی قابلیت رشد نیز دارد به طوری که با مدیریت بهتر و موفق تر، می توانیم آن را در خود و فرزندانمان بیشتر پرورش داده و تاثیرات مثبت آن را در زندگی مان مشاهده کنیم. هوش هیجانی مجموعه ی مهمی از توانایی ها است توانایی هایی مانند اینکه فرد بتواند انگیزه ی خود را حفظ نموده و در مقابل ناملایمات پایداری کند.

دغدغه های ذهنی خود را به تعویق انداخته و آنها را کنترل نماید. حالات روحی خود را تنظیم کرده و اجازه ندهد پریشانی خاطر، قدرت تفکرش را خدشه دار سازد، نیروی امید را در خود تقویت نموده و با دیگران همدلی داشته باشد. هوش منطقی (IQ) و هوش هیجانی (EQ) تضادی با یکدیگر ندارند بلکه فقط متفاوت هستند. دانستن اینکه شخصی فارغ التحصیل ممتازی است تنها به این معنی می باشد که او در جنبه هایی که با نمره سنجیده می شوند بسیار موفق عمل کرده و احتمالا فردی باهوش (0) بالا ' است، اما درباره ی اینکه او در مقابل فراز و نشیب های زندگی چه واکنشی از خود نشان می دهد، اطلاعاتی در اختیار ما نمی گذارد و دقیقا مشکل همین جا است.

  1. IQ) در مواقع بروز بحران و گرفتاری های زندگی، عملا هیچ نوعی از آمادگی را در افراد پدید نمی آورد و با وجود آنکه رفاه، شخصیت اجتماعی یا شادکامی را در زندگی تضمین نمی کند، با این حال مدارس و فرهنگ ما بر توانایی های تحصیلی تاکید می کنند و هوش هیجانی یعنی مجموعه ای از صفات را که بی اندازه در سرنوشت افراد اهمیت دارند، نادیده می گیرند. نتیجه این وضع تعداد زیاد فارغ التحصیلان دانشگاهی است که دارای مدارک بسیار خوب تحصیلی می باشند اما در پیش پا افتاده ترین روابط عاطفی و اجتماعی خود به شدت با مشکل روبه رو می شوند. '

هوش هیجانی از چهار مهارت اصلی تشکیل می شود خودآگاهی: به منظور توانایی شناخت دقیق هیجان های خود و آگاهی از آنها تعریف می شود. همچنین خودآگاهی شامل کنترل تمایلات خود در نحوه ی واکنش به اوضاع و افراد مختلف می باشد.

خود مدیریتی، به این معنی که بتوانید واکنش های هیجانی خود را در مقابل همه ی مردم و شرایط مختلف کنترل کنید

آگاهی اجتماعی: توانایی در تشخیص دقیق هیجانات دیگران و درک دقیق اتفاقی که در حال روی دادن است این موضوع اغلب به این معناست که طرز تفکر و احساسات دیگران را درک می کنید، حتی زمانی که خودتان همان احساسات یا تفکرات را ندارید و این همان همدلی است مدیریت رابطه: توانایی درک هیجانات دیگران، به منظور موفقیت در کنترل و مدیریت تعامل ها، همچنین با کسب این توانایی ها، می توان در تعارضات دشوار واکنش مناسبی از خود نشان داد.

برای این که بهتر متوجه این موضوع شوید، به این مثال توجه کنید:

سه پسر دوازده ساله برای درس ورزش خود باهم به طرف زمین فوتبال می رفتند. پسری که چاق بود جلوتر راه می رفت و دو پسری که قدرت بدنی خوبی داشتند عقب تر راه می آمدند و پوزخند می زدند تا این که یکی از آن دو با لحن تمسخرآمیزی گفت: «توهم می خواهی باما فوتبال بازی کنی؟!»

و این همان لحظه ای است که بر اساس یک رفتار اجتماعی تعریف شده در بین این قبیل دانش آموزان دبیرستانی، می تواند به یک نزاع منجر شود. پسری که چاق بود چند لحظه چشمانش را بست و نفس عمیقی کشید و سپس رو به آن دو کرد و با صدایی آرام و ملایم گفت: «بله! درست است، گرچه زیاد خوب نیستم ولی می خواهم سعی خودم را بکنم! ولی بر عکس من، تو در فوتبال، یک قهرمان هستی، خیلی دلم می خواهد که یک روز مثل تو بشوم!» و بعد از کمی مکث ادامه داد: اولی من نقاشی را خیلی دوست دارم هرچه نشانم بدهی می توانم دقیقا همان را بکشم.» در این لحظه آن پسری که تحقیر کرده بود با لحنی دوستانه گفت: «خوب! راستش را بخواهی تو آنقدر هم بد نیستی، اگر دوست داشته باشی من می توانم یک چیزهایی از فوت وفن فوتبال را به تو آموزش بدهم. که بتوانی بهتر بازی کنی.» با درایت پسر چاق این ماجرایی که می توانست یک دعوا را به دنبال داشته باشد به سوی یک رابطه ی دوستی تغییر مسیر داد.

البته مبحث EQ فقط به این موضوع ختم نشده و تعریف های گسترده تری دارد: رضایت مندی از زندگی زناشویی، داشتن روابط اجتماعی لذت بخش، انگیزش شغلی، ارتباط مناسب والدین با فرزندان و ... همگی از جمله مواردی هستند که در صورت استفاده ی مناسب از هوش هیجانی می توانند بهبود یافته و یا رشد کنند.

چند تمرین برای افزایش هوش هیجانی

 فهرستی از احساسات خود تهیه کنید:

 در طول یک روز عادی، شما احتمالا احساسات مختلفی را تجربه می کنید به طوری که بر عملکرد شما تاثیر گذار هستند. افکار یا چیزهایی را که احساس می کنید تجزیه و تحلیل نمایید و در دفترچه ای بنویسید. تحقیقات نشان داده است که نوشتن افکار و احساسات می تواند به شما کمک شایانی کند. با بالا بردن توانایی خود در زمینه ی شناسایی انگیزه ی عاطفی پنهان شده در اعمالتان، شما درک بهتری از خود و روش احساسیتان خواهید داشت.

خودتان را بیان کنید: شناسایی احساساتتان به اندازه ی انتقال درست آن به دیگران اهمیت دارد. هر وقت، احساس ترس، غم، هیجان و یا هزاران احساس دیگر به سراغتان آمد، با دوست و یا آشنایی که هوش هیجانی بالایی دارد درباره ی وضعیتی که ریشه ی اصلی احساسات شماست، صحبت کنید.

از او بخواهید که احساس خود را از آنچه بر شما می گذرد بیان کند و بعد توجه کنید که آیا گفته های او با آنچه شما حس می کنید برابر است؟ یا در تضاد؟

احساسات منفی خود را مدیریت کنید: افسردگی و اضطراب از احساسات منفی همه گیری است که شما ممکن است در طول یک روز یا هفته بسیار تجربه کنید. هوش هیجانی، بیشتر نیازمند کسب توانایی در مدیریت احساسات منفی است. پس از شناسایی احساسات خود، باید برای کاهش احساسات منفی تلاش کنید. برای انسان های مختلف راهکارهای متفاوتی وجود دارد، ممکن است دریابید که تهیه ی یک فهرست از راه حل های موثر (ذهنی یا نوشته شده)، زمانی که احساسات شما منفی است، به شما کمک می کند. وقتی که در حال تجربه ی احساسات مضر و مخرب هستید، به لیست خود مراجعه کرده و برای مقابله با آنها از یکی از راه حل های شخصی تان بهره ببرید.

 

 

 

از گوش دادن، درس بگیرید:

در میان دستوراتی که برای بهبود هوش هیجانی وجود دارد، گوش دادن یکی از عناصر کلیدی است؛ زمانی که یک دوست با مشکلی به سراغ شما می آید، به صورت آگاهانه تلاش کنید تا واقعابه آنچه که می گوید گوش دهید. باید به او اجازه داده شود تا به طور کامل خودش را بیان کند، قبل از این که با عقایدتان حرف هایشان را قطع کنید. به دقت گوش کردن قبل از صحبت، به شما امکان می دهد تا احساسات او را به دقیق ترین شکل ممکن درک نمایید، البته دقت کنید که نصایح شما رنگ تمایلات شخصی را به خود نگیرد. نشانه های غیر کلامی هیجانی را بررسی کنید: گاهی اوقات، مردم بدون گفتن حتی یک کلمه، احساسشان را نشان می دهند. ارزیابی نشانه های غیر کلامی دیگران در درک و تشخیص احساسات آنها مهم است. برای تمرین این موضوع، سعی کنید بخشی از فیلم یا برنامه ی تلویزیونی را بدون صدا تماشا کنید. توجه کنید که آیا می توانید احساسات بازیگران را از روی حالات چهره و زبان بدن آنها تشخیص دهید؟

  • سال: 1394
  • فصل: زمستان
  • شماره: 3
منتشرشده در روانشناسی, نشریه 3

نشریه ای که به حضور شما خوانندگان گرامی تقدیم می گردد، نخستین نشریه تخصصی بهداشت و سلامت در استان البرز می باشد . این نشریه به عنوان بخشی از مسئولیت اجتماعی که برای خود در قبال آگاهی رسانی در حوزه سلامت به جامعه در نظر گرفته ایم

بیشترین نظرات